هنگامی که سخن از آغاز تمدن به میان میآید، ذهن ناخودآگاه به سوی نیل و دجله و فرات پرواز میکند. اما در آن سوی اقیانوس اطلس، در قارهای که تا پیش از سفر کلمب از جهان کهن جدا مانده بود، روندی موازی و شگفتانگیز در جریان بود. مردمانی که نیاکانشان هزاران سال پیش از راه تنگه برینگ پای به این سرزمین نهاده بودند، به تدریج و مستقل از هرگونه تأثیر بیرونی، راه تمدن را پیمودند. آنان کشاورزی را بدون تجربه انقلاب نوسنگی خاورمیانه آموختند، شهرها را بیآنکه از بینالنهرین الگویی گرفته باشند برپا کردند، و آسمان را چنان دقیق رصد کردند که تقویمهایشان از بسیاری جهات بر گاهشماری جهان کهن برتری داشت. این روایت، داستان آن رستاخیز شگفت است.
کهنترین خاستگاه: کارال-سوپه، نخستین تمدن قاره
برای دههها، باستانشناسان فرهنگ چاوین (حدود ۹۰۰ پیش از میلاد) را نخستین تمدن آمریکای جنوبی میدانستند. اما کشفهای سه دهه اخیر، این انگاره را درهمکوبید. امروز میدانیم که در حدود ۳۵۰۰ سال پیش از میلاد – درست زمانی که سومریان در بینالنهرین شهرهای نخستین را میساختند و مصریان اهرام را بنا مینهادند – در منطقه نورته چیکو (Norte Chico) پرو، تمدنی در حال شکوفایی بود که قدمت آن از اولمکها در مکزیک نیز دو هزار سال بیشتر است .
تمدن کارال-سوپه (Caral-Supe) که به نام نورته چیکو نیز شناخته میشود، در سه دره ساحلی فورتالسا، پاتیویلکا و سوپه، در حدود ۱۵۰ تا ۲۰۰ کیلومتری شمال لیما، پدید آمد . این منطقه، در نگاه نخست، محالترین نقطه برای تولد تمدن به نظر میرسید: سرزمینی فوقالعاده خشک که میان دو سایه بارانی (آند در شرق و جریانات اقیانوس آرام در غرب) محصور شده بود. اما همین خشکی، راز بالندگی آنان بود. رودهایی که از آند سرازیر میشدند، با ایجاد سامانههای آبیاری گسترده، کشاورزی پرباری را ممکن ساختند .
شهر کارال، بزرگترین مرکز این تمدن، مساحتی بالغ بر ۶۰ هکتار داشت و شامل اهرام پلکانی، میدانهای دایرهای فرو رفته در زمین، و مجموعههای مسکونی بود . شگفتانگیز آنکه این تمدن، هیچگونه سفالی نمیشناخت (دوره پیشاسفالی) و ابزارها و ظروف خود را از کدو و حصیر میساخت . با این حال، معماری یادمانی آنان – با تپههای خاکی عظیم و سکوهای سنگی – نشان از قدرتی متمرکز و سازمانی پیچیده دارد.
تغذیه این مردم، معمایی دیگر است. در حالی که کشاورزی پیشرفته داشتند و پنبه (برای تورهای ماهیگیری)، کدو، لوبیا، لوقما (میوهای بومی)، گواوا و سیبزمینی شیرین میکاشتند، بخش عمده پروتئین آنان از اقیانوس تأمین میشد . در محوطههای ساحلی مانند آسپرو، انبوهی از صدف و استخوان ساردین و شاهماهی یافت شده که نشان میدهد ماهیگیری، نقشی حیاتی در اقتصاد این تمدن داشته است. این یافتهها نظریهای را مطرح ساخت که بر اساس آن، برخلاف جهان کهن که کشاورزی غلات پیشنیاز تمدن بود، در سواحل پرو، منابع دریایی بستر پیدایش جامعه پیچیده را فراهم آوردند .
در حدود ۱۸۰۰ پیش از میلاد، تمدن کارال-سوپه رو به افول نهاد. جمعیت به تدریج از مراکز کهن پراکنده شدند و دانش آبیاری خود را به مناطق شمالیتر بردند . اما میراث آنان هزار سال بعد، در تمدن چاوین و پس از آن در اینکاها، همچنان زنده بود.
اولمکها: فرهنگ مادر آمریکای میانه
در آن سوی آمریکای مرکزی، در سرزمینهای پست استوایی خلیج مکزیک (ایالاتهای امروزی وراکروز و تاباسکو)، حدود ۱۲۰۰ سال پیش از میلاد، تمدنی پدید آمد که بنیادهای تمام فرهنگهای پسین منطقه را پیریخت . اولمکها (Olmecs) را “فرهنگ مادر” مینامند، زیرا نخستین تمدن در نیمکره غربی بودند که سیستم نوشتاری را توسعه دادند، تقویم پیچیده پدید آوردند، و بسیاری از نمادها و آیینهایی را که بعدها در مایا و آزتک دیده میشود، پایهگذاری کردند .
سرزمین اولمکها، منطقهای باتلاقی و گرمسیری با رودهای پرآب و خاک آبرفتی حاصلخیز بود. این محیط، که با دره نیل و دجله و فرات قابل مقایسه است، جمعیتی متراکم را تغذیه میکرد و زمینه را برای پیدایش طبقهای نخبه و متخصص فراهم آورد . این نخبگان بودند که تقاضا برای مصنوعات لوکس و پیچیده – از یشم و ابسیدین و مگنتیت – را ایجاد کردند. مواد اولیه این مصنوعات از نقاط دوردست (سرزمین مایا در گواتمالا و ارتفاعات مکزیک) میآمد و نشان از شبکه تجاری گسترده اولمکها دارد .
سه مرکز اصلی اولمک، به ترتیب زمانی، سان لورنزو (حدود ۱۲۰۰-۹۰۰ پ.م)، لا ونتا (۹۰۰-۴۰۰ پ.م) و ترس ساپوتس (۴۰۰ پ.م به بعد) بودند . در سان لورنزو، نخستین نمونههای سرهای سنگی عظیم (Colossal Heads) یافت شده که برجستهترین میراث این تمدن است. این سرها که ارتفاع برخی به سه متر و وزنشان به بیست تن میرسد، از سنگهای آتشفشانی تراشیده شده و تصور میرود که چهره فرمانروایان را نشان میدهند . ویژگی مشترک این سرها، کلاهخودمانند بودن پوشش سر و لبهای کلفت است.
در لا ونتا، مجموعههای تشریفاتی پیچیدهای با اهرام خشتی، میدانها و موزاییکهای سنگی ساخته شد. هرم بزرگ لا ونتا، با ۳۴ متر ارتفاع، بزرگترین بنای دوران خود در آمریکای میانه بود . در این محوطه، هدایای عظیمی از بلوکهای صیقلی سرپانتین (به وزن هزاران تن) در عمق زمین دفن شده بود که نشان از قدرت و ثروت فوقالعاده حاکمان دارد.
یکی از مهمترین دستاوردهای اولمکها، اختراع خط بود. سنگ کاسکاخال (Cascajal) که در نزدیکی سان لورنزو یافت شده، با ۶۲ نگاره، کهنترین سند نوشتاری آمریکا (حدود ۹۰۰ پ.م) به شمار میرود . همچنین، آنان نخستین کسانی بودند که بازی توپ (Mesoamerican ballgame) را انجام میدادند، آیین خونریزی داشتند و از اعداد و تقویم استفاده میکردند. حتی نام “اولمک” که در زبان ناهواتل به معنای “مردم لاستیک” است، به سنت دیرپای استخراج لاتکس از درخت کاستیا و ساخت توپ لاستیکی اشاره دارد .
در حدود ۴۰۰ پیش از میلاد، تمدن اولمک فروپاشید. جمعیت در نیمه شرقی سرزمینهای آنان به شدت کاهش یافت و منطقه تا قرن نوزدهم خالی از سکنه ماند . تغییرات شدید زیستمحیطی، فورانهای آتشفشانی، و تغییر مسیر رودخانهها، محتملترین دلایل این فروپاشیاند. اما میراث اولمکها در تمدنهای پسین – مایا، زاپوتک و تئوتیئواکان – زنده ماند.
شکوفایی در شمال: کاهوکیا و تپهسازان
در حالی که تمدنهای بزرگ در آمریکای مرکزی و آند شکوفا میشدند، در آمریکای شمالی نیز جوامع پیچیدهای پدید آمده بودند که کمتر شناخته شدهاند. “تپهسازان” (Mound Builders) شامل سه فرهنگ پیدرپی آدنا (Adena)، هوپول (Hopewell) و میسیسیپی (Mississippian) بودند که از حدود ۱۰۰۰ پیش از میلاد تا ۱۵۰۰ میلادی در شرق و مرکز آمریکای شمالی میزیستند .
فرهنگ آدنا (حدود ۱۰۰۰-۲۰۰ پ.م) کهنترین این سنتهاست که در دره رود اوهایو متمرکز بود. آنان تپههای خاکی عظیمی برای خاکسپاری مردگان خود میساختند و اشیای تزئینی زیبایی از مس و سنگ میتراشیدند. فرهنگ هوپول (۲۰۰ پ.م – ۵۰۰ م) شبکه تجاری گستردهای پدید آورد که از کوههای راکی تا سواحل اقیانوس اطلس امتداد داشت و از این راه، صدف، مس، ابسیدین و دندان خرس را مبادله میکردند.
اما شگفتانگیزترین آنان، فرهنگ میسیسیپی (۸۰۰-۱۵۰۰ م) بود. مرکز این تمدن، شهر کاهوکیا (Cahokia) در ایلینوی امروزی، در ساحل شرقی میسیسیپی، در برابر سنتلوئیس کنونی قرار داشت. این شهر در اوج شکوفایی خود در قرون ۱۲ و ۱۳ میلادی، جمعیتی بالغ بر ۲۰ تا ۴۰ هزار نفر داشت که از لندن آن زمان پرجمعیتتر بود . هرم راهب (Monk’s Mound)، بزرگترین بنای خاکی ساختهشده در قاره آمریکا، با قاعدهای بزرگتر از هرم بزرگ جیزه، هنوز هم در این محوطه خودنمایی میکند .
کاهوکیا یک کلانشهر برنامهریزیشده بود. پیش از ساخت شهر، مهندسان باستانی تمام چهار هزار جریب زمین را تسطیح کرده بودند. بیش از ۱۲۰ تپه خاکی در این محوطه شناسایی شده که معابد، کاخها و آرامگاهها بر فراز آن ساخته شده بودند. خانههای چوبی با دیوارهای گلی سفید، در خیابانهای منظم صف کشیده بودند. تأثیر کاهوکیا تا رد وینگ در مینهسوتا (بیش از ۶۰۰ کیلومتر) نیز دیده شده است .
در جنوب غربی آمریکا نیز، فرهنگهای پوئبلو (Anasazi) و هوهوکام (Hohokam) شکوفا بودند. هوهوکام در آریزونا، شبکه آبیاری عظیمی ساختند که اگر کانالهای آن را پشت سر هم میچیدند، از فینیکس تا مرز کانادا امتداد مییافت. آنان سدی به پهنای پنج مایل از ده میلیون یارد مکعب سنگ ساختند . پوئبلوها نیز خانههای صخرهای چندطبقه در مِسا ورده و چاکو کنیون بنا نهادند که با دقت شگفتانگیزی با حرکات خورشید و ماه هماهنگ بود .
نتیجهگیری: تولدی دیگر، سرنوشتی دیگر
تمدن در آمریکا، نه تقلیدی از جهان کهن بود و نه دنبالهروی از آن. در انزوایی هزاران ساله، مردمان این قاره راه خود را یافتند: کشاورزی را با ذرت و سیبزمینی بنیان نهادند در حالی که جهان کهن گندم و جو میکاشت. شهرها را بدون گاوآهن و چرخ ساختند. آسمان را چنان دقیق رصد کردند که خطای تقویم آنان از مایا تا اینکا، به مراتب کمتر از تقویم ژولین بود. فلزات را نه برای جنگافزار که برای زیبایی و آیین به کار بردند.
از کارال در پرو که همعصر اهرام مصر بود، تا کاهوکیا در ایلینوی که در قرون وسطی از لندن بزرگتر بود، این تمدنها نشان دادند که “تمدن” پدیدهای یکریخت و یکشکل نیست. هر قوم و هر سرزمین، به تناسب شرایط زیستمحیطی و فرهنگی خود، راهی ویژه برای سازماندهی اجتماع و ارتباط با الوهیت مییابد.
و سرنوشت آنان نیز عبرتآموز است: بیشتر این تمدنها پیش از رسیدن اروپاییان فروپاشیده بودند. تغییرات اقلیمی، فشار بر منابع، خشکسالیهای پیدرپی و شاید ناآرامیهای داخلی، آنان را به زوال کشاند. آنگاه که اسپانیاییها پا به این سرزمین نهادند، با تمدنهایی روبرو شدند که خود بر ویرانههای تمدنهای کهنتر استوار شده بودند. و بدینسان، چرخه تولد، شکوفایی و افول، بار دیگر تکرار شد.
مستند های بیشتر و همچنین مستند های تاریخ ایران و گردشگری را می توانید در جنرال تراول مشاهده کنید. جنرال تراول با روایت تاریخ ایران و معرفی جاذبههای گردشگری ایران، شما را به کشف زیباییهای سرزمینمان میبرد. در کنار آن، دریچهای تازه به جاذبههای گردشگری جهان میگشاییم تا در پیوندی زنده با تاریخ جهان، سفری فراموشنشدنی را تجربه کنید.