در میان تمام شخصیتهای کتاب مقدس، کمتر کسی به اندازه “مجوسان” یا همان “سه پادشاه” شرقی، با هالهای از رمز و راز احاطه شده است. آنان از شرق میآیند، ستارهای را دنبال میکنند، کودک عیسی را در بیتلحم مییابند و هدایایی شگفت – طلا، کندر و مر – به او پیشکش میکنند. اما این چهرههای آشنا، در حقیقت حاصل قرنها تحول داستانی، الهیاتی و هنریاند. آنچه امروز درباره “سه پادشاه” میدانیم، با آنچه انجیل متی – تنها منبع canonical – روایت کرده، تفاوتی بنیادین دارد. این نوشتار، سفری است به تاریخ این شخصیتهای اسرارآمیز؛ از موبدان زرتشتی دربار ایران باستان تا سه پادشاهی که در شب کریسمس در کنار آخور میایستند.
چیستی و کیستی مجوسان: ریشههای تاریخی. مغان در منابع یونانی و ایرانی
واژه “مجوس” (Magi) ریشه در زبان فارسی باستان دارد. در کتیبههای هخامنشی، واژه “مگوش” (Magush) به کار رفته که به طبقهای از روحانیان زرتشتی اشاره دارد . هرودوت، تاریخنگار یونانی سده پنجم پیش از میلاد، از مغان به عنوان یکی از قبایل ماد یاد میکند که وظیفه تفسیر خوابها و انجام آیینهای دینی را بر عهده داشتند . نویسندگان کلاسیک دیگری چون گزنفون و استرابو نیز از آنان به عنوان “خبرگان دینی” نام بردهاند .
نقش مغان در ایران باستان، فراتر از کشیشی صرف بود. آنان اخترشناسان، رویاگزاران و حافظان سنتهای دینی نیز محسوب میشدند. این پیوند با اخترشناسی، بعدها در داستان انجیلی آنان که “ستارهای را در مشرق دیدند” بازتاب یافت .
مجوسان در عهد جدید
تنها منبع canonical که از مجوسان یاد کرده، انجیل متی است. در فصل دوم این انجیل، با اختصار هرچه تمامتر میخوانیم: “چون عیسی در ایام هیرودیس پادشاه در بیتلحم یهودیه متولّد شد، ناگاه مجوسی چند از مشرق به اورشلیم آمده، گفتند: کجاست آن متولّد شده، پادشاه یهود؟ زیرا که ستاره او را در مشرق دیدیم و برای پرستش او آمدهایم” .
تأمل در این روایت، چند نکته اساسی را روشن میکند:
– متی هرگز به تعداد آنان اشاره نمیکند
– آنان را “پادشاه” نمیخواند
– از نامهایشان سخن نمیگوید
– سرزمین دقیق آنان را مشخص نمیکند
این خلأ اطلاعاتی، زمینهساز هزارهها تفسیر، افسانهپردازی و هنرآفرینی شد.
تحول مفهوم: از مجوس تا پادشاه
نخستین گامها: قرن دوم تا چهارم
نخستین گام در جهت تبدیل مجوسان به پادشاه، توسط ترتولیان (حدود ۱۶۰-۲۳۰ میلادی)، نویسنده مسیحی شمال آفریقا، برداشته شد. او با استناد به مزامیر داوود (۷۲:۱۰) که از “پادشاهان تَرشیش و جزایر” سخن میگوید و اشعیای نبی (۶۰:۳-۶) که آمدن “امتها” با طلا و کندر را پیشگویی کرده، مجوسان را با این پادشاهان پیشگوییشده تطبیق داد . هرچند خود ترتولیان نیز به صراحت آنان را پادشاه ننامید، اما زمینه این تفسیر را فراهم آورد.
تا قرن ششم میلادی، این تحول کامل شد. در منابع این دوره، مجوسان به عنوان سه پادشاه تثبیت شده بودند و این تلقی در سراسر جهان مسیحیت پذیرفته شده بود . دلیلی که برای این تغییر ذکر میشد، ارزش فوقالعاده هدایا بود؛ تصور میشد تنها پادشاهان میتوانند چنین هدایای گرانبهایی تقدیم کنند .
نقش عدد سه و تثلیثگرایی
چرا سه مجوس؟ انجیل متی از سه هدیه سخن گفته: طلا، کندر و مر . از این رو، مفسران اولیه مسیحی به تدریج تعداد آنان را سه تن انگاشتند. اوریگنس (۱۸۵-۲۵۴ میلادی)، الهیدان اسکندرانی، در قرن سوم نخستین کسی بود که به صراحت عدد سه را برای مجوسان ذکر کرد .
اما این عدد، فراتر از منطق ساده “سه هدیه، سه آورنده”، با الهیات مسیحی نیز همخوانی داشت. عدد سه نماد تثلیث مقدس (پدر، پسر و روحالقدس) و نیز سه فضیلت الهی (ایمان، امید و محبت) بود . این هماهنگی نمادین، به تثبیت عدد سه در سنت غربی انجامید، هرچند سنتهای شرقی گاه اعداد دیگری ذکر کردهاند.
اسامی مجوسان: گوناگونی در سنتها
سنت سریانی و شرقی
در منابع سریانی، نام مجوسان به شکل دیگری ثبت شده است. در متنی موسوم به “مکاشفه مجوسان” (Revelation of the Magi) که به قرن هشتم میلادی بازمیگردد اما ریشههای کهنتری دارد، نام آنان هورمیزداه (پادشاه ایران)، یزدگرد (پادشاه سابا) و پروزاد (پادشاه سبا) ذکر شده . این نامها آشکارا ریشه ایرانی دارند و نشان از پیوند مجوسان با سنت زرتشتی میدهند.
در سنت سریانی دیگر، نامهای لارونداد، گوشناساف و هرمزداس آمده است . همچنین در منابع ارمنی، دو پادشاه به نامهای کاگبا و بادادیلم معرفی شدهاند .
سنت حبشی
در سنت کلیسای اتیوپی، دو روایت متفاوت وجود دارد. در یکی، نامهای تانیسورام، میکا و سیسیبا، و در دیگری، آونیسون، لیبتار و کاساد ذکر شده است . این گوناگونی نامها، نشان از آن دارد که هر سنت مسیحی، مجوسان را متناسب با فرهنگ و جغرافیای خود بازآفرینی کرده است.
سنت لاتین: کاسپار، ملکیور و بالتازار
در غرب مسیحی، نامهای کاسپار (یا گاسپار)، ملکیور و بالتازار از قرن ششم به بعد رایج شد . نخستین اشاره به این نامها در متنی به نام Excerpta Latina Barbari یافت میشود که متعلق به قرن ششم یا هفتم میلادی است . در قرون بعد، این نامها با تفسیرهای نمادین همراه شدند.
ملکیور که نامش در زبان عبری به معنای “شاه نور” تفسیر شده، پیرمردی با ریش سفید و هدیهآور طلاست . کاسپار (یا گاسپار) که احتمالاً برگرفته از “گاتاسپ” (دارای اسبان گرانبها) فارسی است، مردی میانسال و هدیهآور کندر تصویر شده . بالتازار که در روایت غربی جوان و سیاهپوست است، نامی بابلی به معنای “خداوند جان او را حفظ کناد” دارد و هدیهآور مر است .
این سه نام بعدها با حروف CMB که بر درب خانهها در جشن ظهور (Epiphany) نوشته میشود، پیوند یافتند. این حروف نه تنها نشاندهنده اسامی سه پادشاه، بلکه مخفف عبارت لاتین “Christus mansionem benedicat” (مسیح این خانه را برکت دهد) نیز هست .
نمادشناسی هدایا
طلا: نماد پادشاهی
طلا کهنترین نماد پادشاهی و ثروت است. در سنت مسیحی، تقدیم طلا از سوی مجوسان، نشانه به رسمیت شناختن پادشاهی مسیح تلقی شده . این تفسیر به ویژه با توجه به پرسش مجوسان از هیرودیس که “کجاست آن متولّدشده، پادشاه یهود؟” معنا مییابد.
کندر: نماد الوهیت
کندر (فرانکینسنس) صمغی معطر است که در آیینهای مذهبی برای بخور استفاده میشود. تقدیم آن به مسیح، نشانه به رسمیت شناختن الوهیت اوست . اوریگنس در قرن سوم، کندر را نماد الوهیت مسیح تفسیر کرد و این تفسیر در سنت مسیحی تثبیت شد .
مر: نماد رنج و مرگ
مر (مُرّ) نیز صمغی معطر است، اما برخلاف کندر که در جشنها به کار میرفت، مر بیشتر در مراسم تدفین و مومیاییسازی کاربرد داشت . تقدیم آن از سوی مجوسان، در سنت مسیحی به عنوان پیشگویی از رنج و مرگ مسیح بر صلیب تفسیر شده است . بدیالاهی دانستهاند که در همان آغاز زندگی، نشانه مرگ آینده به کودک تقدیم شود.
بید (۷۳۵-۶۷۳ میلادی)، راهب و مورخ انگلیسی، در تفسیر خود از انجیل متی، این سه هدیه را چنین تبیین میکند: طلا برای پادشاه، کندر برای خدا، و مر برای انسانی که خواهد مرد .
سه قاره و سه نسل: جهانیشدن مجوسان
نماد سه قاره شناختهشده
از قرن هشتم میلادی، مجوسان به تدریج نماد سه قاره شناختهشده جهان قدیم – آسیا، اروپا و آفریقا – شدند . این تفسیر، پیامی الهیاتی داشت: تمام جهان، در سه قاره خود، به پرستش مسیح آمدهاند. تا قرن دوازدهم، این تلقی کاملاً تثبیت شد و هر یک از مجوسان به قارهای منسوب گشتند .
ملکیور که پیرترین آنان است، نماینده اروپا شد. کاسپار با ویژگیهای آسیایی، نماینده آسیا گشت. و بالتازار که جوان و سیاهپوست است، نماینده آفریقا گردید .
سه نسل بشر
در تفسیری دیگر، مجوسان نماینده سه نسل بشر نیز دانسته شدهاند: پیری، میانسالی و جوانی . این تفسیر، بر جهانیتر شدن پیام آنان میافزاید: تمام انسانها در هر سنی، به پرستش مسیح فراخوانده شدهاند.
بالتازار سیاهپوست: ظهور از قرن پانزدهم
از قرن پانزدهم، بالتازار به عنوان پادشاهی سیاهپوست در هنر اروپایی ظاهر شد . این تحول، همزمان با گسترش روابط اروپا با آفریقا و نیز کشف قاره آمریکا (در پایان همان قرن) رخ داد. در موزه متروپولیتن نیویورک، مجسمهای چوبین از همین دوره (پیش از ۱۴۸۹) نگهداری میشود که بالتازار را با ویژگیهای آفریقایی و جامهای درباری نشان میدهد .
این تصویر، برای بیننده قرون وسطایی، “نماد یک پادشاه آفریقایی و مردی خردمند و محترم از جهانی دوردست” بود .
روایتهای بدیل: دوازده مجوس و سنتهای دیگر
دوازده مجوس در سنت سریانی
گرچه در غرب عدد سه تثبیت شد، سنتهای شرقی گاه از دوازده مجوس سخن گفتهاند. در متنی سریانی از قرن سیزدهم به نام “کتاب زنبور” (Book of the Bee) و نیز در “مکاشفه مجوسان”، دوازده مجوس از سرزمین “شیر” (واقع در شرق ایران، احتمالاً تا مرزهای چین) آمدهاند .
در این روایت، آنان از نوادگان شیث، پسر آدم، هستند و پیشگویی کهن درباره ستارهای که ظهور منجی را نشان خواهد داد، در میانشان سینهبهسینه نقل شده است .
دو یا چهار مجوس در هنر نخستین
در کهنترین تصاویر مسیحی از مجوسان، در دخمههای سانتوس پترو و مارسلینو در رم (قرن سوم)، تنها دو مجوس دیده میشود . در دخمه سنت دومیتیلا (قرن سوم)، چهار مجوس تصویر شدهاند . این گوناگونی نشان میدهد که تثبیت عدد سه، فرایندی تدریجی بوده است.
میراث و باورهای عامیانه
سنت نوشتن CMB بر در خانهها
در بسیاری از کشورهای اروپایی، به ویژه آلمان، اتریش و سوئیس، سنت نوشتن حروف CMB به همراه سال بر در خانهها در روز عید ظهور (۶ ژانویه) رواج دارد . این حروف علاوه بر اشاره به نام سه پادشاه، دعایی برای برکت خانه نیز محسوب میشود.
سرایندگان ستاره
در مناطق کاتولیک اروپا، گروههایی از کودکان و نوجوانان با جامههای سه پادشاه، از خانها بازدید میکنند، سرود میخوانند و برای امور خیریه کمک جمع میکنند . این سنت که “سرایندگان ستاره” (Sternsinger) نام دارد، هر ساله میلیونها یورو برای پروژههای کودکان در سراسر جهان جمعآوری میکند.
جانشینی به جای بابانوئل
در بسیاری از کشورهای اسپانیاییزبان، سه پادشاه – نه بابانوئل – هستند که هدایای کودکان را میآورند . کودکان نامههای خود را برای آنان مینویسند و در شب ۵ ژانویه، کفشهای خود را بیرون میگذارند تا صبح روز بعد هدایا را بیابند.
نتیجهگیری: از تاریخ تا اسطوره
پادشاهان مجوس، یکی از شگفتانگیزترین نمونههای چگونگی شکلگیری سنتهای دینیاند. آنچه با اشارهای کوتاه در انجیل متی آغاز شد، در طول دو هزار سال چنان با لایههای تفسیر، افسانهپردازی و هنر درآمیخت که امروزه شخصیتهایی آشنا و در عین حال رازآلود را پیش روی ما مینهد.
از موبدان زرتشتی دربار ایران باستان تا سه پادشاهی که نماد سه قاره و سه نسل بشرند، این شخصیتها سیری شگفت را پیمودهاند. آنان نماینده جهانیشدن پیام مسیحیتاند: غیریهودیانی که نخستینبار به پرستش مسیح میآیند و تمام نژادها و اقوام را در این پرستش نمایندگی میکنند.
شاید راز ماندگاری آنان در همین نکته باشد: مجوسان جویندگاناند. آنان ستارهای را دنبال میکنند، به سرزمینی ناشناخته سفر میکنند، و در نهایت، حقیقتی والاتر از آنچه میشناختند مییابند. این تصویر، تصویر جستجوی همیشگی انسان برای معنا و حقیقت است.
مستند های بیشتر و همچنین مستند های تاریخ ایران و گردشگری را می توانید در جنرال تراول مشاهده کنید. جنرال تراول با روایت تاریخ ایران و معرفی جاذبههای گردشگری ایران، شما را به کشف زیباییهای سرزمینمان میبرد. در کنار آن، دریچهای تازه به جاذبههای گردشگری جهان میگشاییم تا در پیوندی زنده با تاریخ جهان، سفری فراموشنشدنی را تجربه کنید.