در هزارتوی تاریخ خاورمیانه باستان، تمدنهای بزرگ بسیاری ظهور و افول کردهاند؛ مصر با اهراماش، بینالنهرین با زیگوراتهایش، و آشور با لشکرگراناش. اما در آناتولی مرکزی، در سرزمینی که امروز ترکیه نامیده میشود، امپراتوریای پدید آمد که در اوج قدرت، با مصر و بابل همتراز بود، اما چنان از حافظه تاریخی بشر محو شد که تا یک سده پیش، حتی نامی از آن در میان نبود . اینان هیتیها بودند؛ مردمانی هندواروپایی که در هزاره دوم پیش از میلاد، نخستین امپراتوری بزرگ آناتولی را بنیان نهادند و سپس چنان ناپدید شدند که گویی هرگز نبودهاند.
کیستی هیتیها: معمایی به نام یک قوم
پیش از هر چیز باید به پارادوکسی شگفت اشاره کرد: ما نمیدانیم این مردم خود را چه مینامیدند. آنچه امروز «هیتی» میخوانیمشان، نامی است که از کتاب مقدس برگرفته شده و بعدها توسط باستانشناسان قرن نوزدهم بر آنان نهاده شد . خودِ این مردم، سرزمینشان را «هاتی» و زبانشان را «نِشیلی» (زبان نِشا) مینامیدند، برگرفته از نام شهر نِشا که یکی از نخستین مراکز ایشان بود . این سردرگمی نامها، از آن روست که هیتیها در حدود ۲۰۰۰ پیش از میلاد از سرزمینی نامعلوم – احتمالاً از آن سوی دریای سیاه یا بالکان – به آناتولی کوچیدند و با ساکنان بومی آن منطقه که هاتی نام داشتند، درآمیختند و نام سرزمین آنان را پذیرفتند .
آنچه مسلم است، هیتیها به شاخه آناتولی خانواده زبانهای هندواروپایی تعلق داشتند و کهنترین زبانهای این خانواده که به نگارش درآمده، از آنِ ایشان است . ورود آنان به آناتولی در حدود ۲۲۰۰ پیش از میلاد، همزمان بود با نخستین کوچهای اقوام یونانیزبان به بالکان، هرچند پیوند دقیق این دو رویداد همچنان در هالهای از ابهام است .
کشف دوباره: از کتاب مقدس تا الواح خاموش
داستان کشف هیتیها، خود حماسهای شگفتانگیز است. تا میانه قرن نوزدهم، تنها منبع اطلاعات درباره این قوم، کتاب مقدس بود که از «هیتیان» یاد میکرد؛ اما دانشمندان آن دوران گمان میکردند اینان قبیلهای کوچک در کنار پادشاهی یهودا بودهاند .
نخستین جرقههای کشف، در سال ۱۸۳۴ زده شد، هنگامی که شارل تکسیه، دیپلمات و باستانشناس فرانسوی، در نزدیکی روستای بغازکوی در آناتولی مرکزی به ویرانههایی عظیم برخورد. او نمیدانست که چه یافته، اما ویرانهها را ترسیم و گزارش کرد . در ۱۸۸۷، با کشف نامههای العمارنه در مصر، اسنادی به دست آمد که از پادشاهی «ختا» در همان منطقه سخن میگفت .
اما نقطه عطف در ۱۹۰۶ رخ داد. هوگو وینکلر، آشورشناس آلمانی، با همکاری موزه عثمانی، کاوش در بغازکوی را آغاز کرد و به نتایجی خیرهکننده دست یافت: بالغ بر ۱۰۰۰۰ لوح گلی به خط میخی، که برخی به اکدی (زبان دیپلماتیک آن دوران) و برخی به زبانی ناشناخته نگاشته شده بودند . وینکلر بیدرنگ اعلام کرد که پایتخت گمشده هیتیها را یافته است. نام باستانی این شهر، هاتوسا بود .
در ۱۹۱۵، فردریش هروزنی، خاورشناس چک، موفق به خواندن زبان ناشناخته این الواح شد و نشان داد که این زبان کهنترین زبان شناختهشده از خانواده هندوارپایی است . از آن زمان تاکنون، کاوشهای باستانشناسی به سرپرستی مؤسسه باستانشناسی آلمان در هاتوسا ادامه دارد و هر سال رازهای تازهای از این تمدن فراموششده آشکار میشود .
دورهبندی تاریخی: از پادشاهی تا امپراتوری
پادشاهی کهن (حدود ۱۶۵۰-۱۵۰۰ پیش از میلاد)
تاریخ هیتیها را به سه دوره اصلی تقسیم میکنند. پادشاهی کهن با لابارنای یکم آغاز میشود که در حدود ۱۶۵۰ پیش از میلاد، دولتشهرهای پراکنده آناتولی را متحد کرد و هاتوسا را پایتخت خویش ساخت . پسرخوانده او، هاتوسیلی یکم، نامی برگرفت که معنای «اهل هاتوسا» را میداد و قلمرو را گسترش داد .
اما بزرگترین پادشاه این دوره، مورسیلی یکم، نوه هاتوسیلی بود. او در لشکرکشیای جسورانه به جنوب تاخت، حلب را گشود و سپس به سوی بابل رهسپار شد و در حدود ۱۵۹۵ پیش از میلاد، بابل را به تصرف درآورد و به سلسله حمورابی پایان داد . این پیروزی، نام هیتیها را در سراسر خاور نزدیک طنینانداز کرد.
پس از مرگ مورسیلی، دورهای از کشمکشهای داخلی آغاز شد که تا پادشاهی تلهپینو (حدود ۱۵۲۵ پیش از میلاد) ادامه یافت. تلهپینو با صدور فرمانی تاریخی، قانون جانشینی را مدون ساخت: از آن پس، تنها پسران شاه یا شوهران خواهران شاه میتوانستند به تخت نشینند، و هرگونه اختلاف باید به شورای پانکوس – نهادی اشرافی – ارجاع میشد . این قانون، نخستین سند مدون جانشینی در تاریخ است.
پادشاهی میانه (حدود ۱۵۰۰-۱۳۵۰ پیش از میلاد)
دوره میانه، دوران گذار و تثبیت بود. گرچه پادشاهان این دوره چندان شناخته شده نیستند و توالی آنان با ابهام همراه است، پژوهشها نشان میدهد که در این دوران، ساختار اداری و سیاسی تثبیت شد و روابط با همسایگان توسعه یافت . این دوره، زمینهساز ظهور امپراتوری بزرگ هیتی در سدههای بعد شد.
امپراتوری نوین (حدود ۱۳۵۰-۱۱۸۰ پیش از میلاد)
این دوران، عصر طلایی هیتیهاست. با به قدرت رسیدن شوپیلولیومای یکم (حدود ۱۳۴۴-۱۳۲۲ پیش از میلاد)، هیتیها به قدرتی بلامنازع در آناتولی و شمال سوریه تبدیل شدند . شوپیلوليوما از ضعف پادشاهی میتانی بهره برد، پایتخت آنان را غارت کرد و قلمروشان را تا سواحل مدیترانه گسترش داد .
اما شاید پرآوازهترین رویداد این دوره، رویارویی هیتیها با مصر باستان باشد. در ۱۲۷۴ پیش از میلاد، مواتالی دوم، پادشاه هیتی، در نبرد قادش با رامسس دوم فرعون مصر روبرو شد. این نبرد که با هزاران ارابه جنگی انجام شد، اگرچه در کتیبههای مصری به عنوان پیروزی بزرگ رامسس ثبت شده، در واقع به نتیجهای قطعی نرسید . شانزده سال بعد، در ۱۲۵۸ پیش از میلاد، هاتوسیلی سوم و رامسس دوم نخستین پیمان صلح شناختهشده تاریخ را امضا کردند که متن آن بر دیوار معابد کرنک در مصر و لوحهای هاتوسا باقی مانده است .
ساختار سیاسی و اجتماعی: پادشاهی مشروطه در عصر برنز
یکی از شگفتیهای تمدن هیتی، ساختار سیاسی آن بود. شاه، بالاترین مقام کشور و فرمانده کل قوا بود، اما قدرت او مطلق نبود. نهاد پانکوس (Pankus) که در پادشاهی کهن شکل گرفت، شورایی متشکل از اشراف و جنگاوران بود که در تصمیمگیریهای مهم مشارکت داشت و حتی میتوانست شاه را در صورت تخطی از قوانین محاکمه کند . برخی پژوهشگران این ساختار را «پادشاهی مشروطه» نامیدهاند .
در رأس هرم قدرت، شاه قرار داشت که در عین حال، کاهن اعظم نیز بود. پس از او، اعضای خانواده سلطنتی فرمانروایی شهرهای مهم را بر عهده داشتند. فرمانداران استانها و فرمانروایان دستنشانده نیز مستقیماً پاسخگوی شاه بودند و سوگند وفاداری یاد میکردند .
قوانین هیتی نیز از بسیاری جهات پیشرفته بود. برخلاف قوانین حمورابی که گاه مجازاتهای بسیار سنگین داشتند، قوانین هیتی بیشتر به جبران خسارت و پرداخت غرامت تأکید میکردند تا مجازات بدنی. برای نمونه، مجازات قتل، معمولاً پرداخت دیه بود نه قصاص .
خط و زبان: برج بابل هاتوسا
هیتیها خط میخی را از بینالنهرین اقتباس کردند، اما با هوشمندی آن را برای زبان هندوارپایی خود تطبیق دادند. آنان نظام آوایی خط میخی را دگرگون کردند، نشانههای جدیدی ابداع نمودند و برای نخستین بار، میان واژگان فاصله گذاشتند تا خواندن متنها آسانتر شود . این ابتکار، که در دنیای باستان بیسابقه بود، نشان از توجه آنان به خواننده و سهولت ارتباط دارد.
اما شگفتآور آنکه در بایگانیهای هاتوسا، دستکم هشت زبان مختلف شناسایی شده است . افزون بر هیتی، لووی، پالایی (دیگر زبانهای هندوارپوپی آناتولی)، هاتی (زبان بومیان پیش از هیتی)، هوری، اکدی، سومری و حتی اشارهای به زبانی که احتمالاً یونانی میکاهنی بوده، در این الواح دیده میشود . این تکثر زبانی، گویای سیاستی آگاهانه برای یکپارچهسازی اقوام گوناگون آناتولی در چارچوب یک دولت واحد بود .
زندگی در پایتخت: هاتوسا، شهرِ هفت تپه
هاتوسا، پایتخت هیتیها، در منطقهای کوهستانی و به ظاهر نامناسب بنا شده بود؛ سرزمینی با چشمههای فراوان اما زمینهای کشاورزی اندک، زمستانهای سخت و تابستانهای خشک . باستانشناسان همواره در شگفت بودهاند که چرا هیتیها چنین مکان دشواری را برای پایتخت برگزیدند. پاسخ در نبوغ مهندسی آنان نهفته است.
شهر با دیوارهایی به درازای چهار مایل محصور شده بود که با سنگ و خشت خام و چوب ساخته شده و با شیب تند تپهها هماهنگ بود. بازسازی بخشی از این دیوارها در سالهای ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۶ نشان داد که ساخت تنها نیم مایل از آن، یک سال کار هزار کارگر را میطلبید .
در بلندترین نقطه شهر، یادمان یرکاپی خودنمایی میکند: بارویی خاکی به بلندای ۴۰ متر و درازای ۲۵۰ متر که تونلی سنگی از میان آن میگذرد. این بنا که با سنگ سفید پوشیده شده، از ۲۰ کیلومتری شهر قابل دیدن بوده و برای نمایندگان خارجی که به هاتوسا میآمدند، نمایشی خیرهکننده از قدرت هیتیها فراهم میآورد . در ۲۰۲۲، بولنت گنچ، باستانشناس ترک، درون تونل یرکاپی ۲۴۹ نگاره سنگی کشف کرد که قرنها از دید همگان پنهان مانده بود .
برای تأمین آب، هیتیها استخرهای ذخیره عظیمی در دل تپهها کندند که برخی بیش از ۵۰ متر درازا و ۸ متر ژرفا داشتند. همچنین انبارهای زیرزمینی هوابند برای نگهداری غله ساختند تا در دورههای خشکسالی که هر چند دهه یک بار رخ میداد، بتوانند دامهای خود را تغذیه کنند .
معبد بزرگ شهر، به خدای طوفان تارخوندا و ایزدبانوی خورشید آرینا تقدیم شده بود. گرداگرد این معبد، ۸۰ انبار قرار داشت که مملو از هدایا و غنایم جنگی بود . در نزدیکی شهر، نیایشگاه صخرهای یازیلکایا با نقش برجستههای شگفت از خدایان و شاهان هیتی، همچنان پابرجاست .
فروپاشی: معمای ناپدید شدن
در حدود ۱۱۸۰ پیش از میلاد، هاتوسا به آتش کشیده شد و برای همیشه رها گشت . این پایان کار امپراتوری هیتی بود. چه روی داد؟
این رویداد، بخشی از بحران بزرگتری بود که سراسر خاور نزدیک و شرق مدیترانه را درنوردید و تمدنهای میسنی، پادشاهی هیتی، اوگاریت و بسیاری دیگر را نابود کرد . از علل احتمالی، به «مردمان دریا» اشاره شده است؛ مهاجمانی مرموز که از راه دریا تاختند و شهرها را یکی پس از دیگری ویران کردند . نامهای از شاه اوگاریت که در آتش شهر سوخته، حکایت از یورش ناگهانی کشتیهای دشمن دارد .
اما پژوهشهای تازه نشان میدهد که خشکسالیهای مکرر نیز نقشی اساسی داشتند. هر چند دهه یک بار، قحطی سراسر آناتولی را فرا میگرفت و جمعیت را به مرز گرسنگی میرساند . اختلال در شبکه تجارت بینالمللی که تأمین قلع برای ساخت مفرغ را ممکن میساخت، نیز مزید بر علت شد . زمینلرزههای پیدرپی نیز شهرها را ویران میکردند .
پس از فروپاشی، هاتوسا برای سدهها خالی ماند. بازماندگان هیتی به جنوب کوچیدند و در شمال سوریه و جنوب شرقی ترکیه دولتشهرهایی پدید آوردند که «نئوهیتی» خوانده میشوند . این دولتها تا سده هشتم پیش از میلاد دوام آوردند تا آنکه سرانجام به دست آشوریان بلعیده شدند .
میراث: آنچه از هیتیها ماند
هیتیها میراثی ماندگار از خود برجای گذاشتند. نخستین پیمان صلح مکتوب تاریخ، دستاورد آنان بود. قوانین مترقیشان بر حقوق روم تأثیر نهاد. روشهای ایشان در مدیریت امپراتوری، الهامبخش دولتهای پسین شد.
در ترکیه امروزین، میراث هیتیها زنده است. اتوبانک (بانک هیتی)، نام یکی از بانکهای دولتی ترکیه است و موزه تمدنهای آناتولی در آنکارا، غنیترین مجموعه آثار هیتی را در خود جای داده . آتاتورک، بنیانگذار ترکیه مدرن، هیتیها را نیاکان معنوی ترکان معرفی کرد تا پیوندی تاریخی برای دولتسازی نوین پدید آورد.
نتیجهگیری
تمدن هیتیها، نمونهای شگفت از توانایی بشری برای آفرینش فرهنگی در بستر دشوارترین شرایط جغرافیایی است. آنان در سرزمینی ناهموار و کمآب، امپراتوریای پدید آوردند که با بزرگترین قدرتهای عصر خود برابری میکرد. زبانآوری و توانایی در جذب و یکپارچهسازی اقوام گوناگون، از ویژگیهای برجسته این تمدن بود.
شاید عبرتانگیزترین جنبه داستان هیتیها، پایان کار آنان باشد. امپراتوری که سدهها دوام آورده بود، چنان از صفحه روزگار محو شد که تا یک سده پیش، کسی از وجودش آگاه نبود. امروز که با تغییرات اقلیمی و بحرانهای زیستمحیطی دست به گریبانیم، شاید نگریستن به سرنوشت هیتیها – که خشکسالی و قحطی در فروپاشیشان نقشی اساسی داشت – خالی از فایده نباشد.
مستند های بیشتر و همچنین مستند های تاریخ ایران و گردشگری را می توانید در جنرال تراول مشاهده کنید. جنرال تراول با روایت تاریخ ایران و معرفی جاذبههای گردشگری ایران، شما را به کشف زیباییهای سرزمینمان میبرد. در کنار آن، دریچهای تازه به جاذبههای گردشگری جهان میگشاییم تا در پیوندی زنده با تاریخ جهان، سفری فراموشنشدنی را تجربه کنید.